دخمل طلای مامان دوستت دارم یه دنیا
نانازی مامان امروز بالاخره صد درصد شد که دخملی و منم وقتی دکترتایید کرد که دخملی ذوق کرده بودم و دایی میثمت گفت بالاخره به آرزوت رسیدی و اونم خوشحال شد. بعدش هم دکتر دستا و پاها و همه اعضای بدنتو یکی یکی بررسی کرد و نشونم داد وآخرسرهم گفت نی نی ناز شما خداروشکر سالمه ومشکلی نداره و من بیشتر ذوق کردم و خدارو هزاربار شکرکردم والبته وقتی دکترسونو میکرد من همش صلوات میفرستادم که جیگر مامانی سالم سالم باشه. وقتی که از اتاق سونو اومدیم بیرون مامان بزرگت منتظر خبردخمل بودنت بود که وقتی ازمن شنید اونم خوشحال شد و گفت دیدی از اول گفتم نوه گل من دختره.خلاصه تا اومدم بیرون به باباییت هم زنگ زدم و خبر سلامتیتو دادم و اونم خوشحال شد و گفت همین که دخمله و تو خوشحالی منم خوشحالم. به هرحال روز خیلی خوبی بود و من قندتو دلم آب شد که واست لباسای ناز دخترونه بخرم و تا اومدم خونه زودی لباسایی که مامان بزرگ مهربونت از مکه برات اوورده بود دوباره یکی یکی نگاه کردم و تو رو تو اون لباسا تصورکردم وسرحال اومدم. ![]()
عسلم نمیدونی چقدر دیگه بی تاب دیدن روی ماهت شدم و فقط ازت میخوام تو دل مامانی مواظب خودت باشی که سلامت بیای بغل مامان.
یه دنیا عاشقتم و دوستت دارم ![]()


دخمل طلای مامان دوستت دارم یه دنیا
